ناکارآمدی مکانیسم ماشه در شرایط معکوس معادلات قدرت

جبار سعیداوی:
مکانیسم ماشه در اصل به معنای بازگشت شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران است؛ قطعنامههایی که در سالهای پیشین عملاً فعالیتهای هستهای، موشکی و نظامی ایران را در چارچوب سختترین تحریمهای بینالمللی محدود میکردند. در آن زمان، ادعا این بود که ایران نباید در حوزه فناوری هستهای و موشکی پیشرفتی داشته باشد و هرگونه تعامل خارجی با ایران در این حوزهها ممنوع بود.
اما در شرایط کنونی، معادله بهطور معکوس تغییر کرده است. امروز ایران نه تنها واردکننده فناوری موشکی و پهپادی نیست، بلکه خود به صادرکننده این فناوریها به کشورهای مختلف تبدیل شده است. این تحول نشان میدهد که منطق مکانیسم ماشه دیگر با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. از منظر علمی و راهبردی، وقتی کشوری به مرحله “صادرات فناوری پیشرفته” میرسد، ابزارهای فشار گذشته دیگر کارایی لازم را ندارند و صرفاً به یک ابزار سیاسی ـ تبلیغاتی تبدیل میشوند.
از سوی دیگر، مخالفت روسیه با فعال شدن مکانیسم ماشه را نیز باید در همین چارچوب تحلیل کرد. روسیه که امروز واردکننده پهپادهای ایرانی در جنگ اوکراین است، بهخوبی میداند اجرای دوباره محدودیتهای شورای امنیت علیه ایران، عملاً توانمندیهای نظامی و نیازهای فوری این کشور را تحتالشعاع قرار میدهد. بنابراین، تضاد منافع و نیازهای واقعی در سطح بینالمللی، مکانیسم ماشه را به ابزاری ناکارآمد و غیرقابل اجرا تبدیل کرده است.
در نتیجه، باید گفت که مکانیسم ماشه بیش از آنکه یک تهدید واقعی باشد، به یک شعار سیاسی برای فشار روانی بر ایران بدل شده است. واقعیت میدانی حکایت از آن دارد که توانمندیهای فناورانه ایران در حوزه موشکی و پهپادی دیگر قابل بازگشت یا محدودسازی با ابزارهای حقوقی و سیاسی سابق نیست.
🔹 جمعبندی:
امروز مکانیسم ماشه، نهتنها پیوندی با اقتصاد ایران ندارد، بلکه اساساً از کارکرد عملی افتاده است. آنچه باقی مانده، تلاش برخی قدرتها برای استفاده تبلیغاتی از آن است؛ در حالیکه صحنه واقعی قدرت، نشانگر جایگاه تازه ایران بهعنوان یک صادرکننده فناوری استراتژیک در نظام بینالملل است.



