بررسی تاریخی ریشههای تحریم ایران؛ از نهضت ملیشدن نفت تا پیش از انقلاب اسلامی
یکی از گزارههای رایج در تحلیلهای سیاسی و اجتماعی ایران آن است که در صورت وقوع نیافتن انقلاب اسلامی، تحریمها نیز اعمال نمیشدند. این مقاله با رویکردی تاریخی، درستی این ادعا را بررسی کرده و نشان میدهد که تحریمهای غرب ـ بهویژه ایالات متحده ـ علیه ایران، سابقهای دیرینهتر از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ دارد و به دورهی نهضت ملیشدن صنعت نفت و نخستوزیری دکتر محمد مصدق بازمیگردد. بر پایه اسناد تاریخی، اقدامات تحریمی و حتی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ نه بهدلیل ایدئولوژی اسلامی یا مواضع ضدآمریکایی، بلکه در راستای حفظ منافع نظام سرمایهداری جهانی و استمرار ساختارهای استعماری صورت گرفت.

در افکار عمومی و فضای رسانهای، این تصور رایج است که دشمنی ایالات متحده با ایران تنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در واکنش به شعارهای ضدآمریکایی آغاز شده است. با این حال، بازخوانی تاریخ معاصر ایران، بهویژه رخدادهای ملیشدن صنعت نفت و سرنوشت دولت دکتر محمد مصدق، گویای آن است که ریشههای این منازعه به تعارضات اقتصادی و ژئوپلیتیکی پیشین بازمیگردد. این مقاله با تکیه بر منابع تاریخی و پژوهشهای معتبر، به بررسی زمینههای تحریم و مداخلات ایالات متحده در ایران میپردازد.
۱. ملیشدن صنعت نفت و آغاز تنش با غرب
در پی سالها بهرهبرداری انحصاری شرکت نفت انگلیس و ایران (AIOC)، در سال ۱۳۲۹ خورشیدی، مجلس شورای ملی به رهبری دکتر محمد مصدق، قانون ملیشدن صنعت نفت را تصویب کرد. این اقدام که با حمایت گستردهی مردمی همراه بود، منافع کلان بریتانیا را تهدید کرد. در واکنش، دولت بریتانیا با همراهی ایالات متحده، تحریمهای نفتی علیه ایران را آغاز و مانع فروش نفت ایران در بازارهای جهانی شد (Abrahamian, 2008, p. 125).
۲. ایالات متحده و کودتای ۲۸ مرداد
با وجود آنکه در آن دوره، ایران مواضعی خصمانه علیه آمریکا نداشت و حتی دکتر مصدق کوشید روابط مثبتی با این کشور برقرار کند ـ از جمله با درخواست وام از دولت ایالات متحده (Kinzer, 2003) ـ اما نگرانی واشینگتن از گسترش الگویی از ملیگرایی مستقل در منطقه و احتمال نفوذ شوروی، سبب شد که سازمان CIA با همکاری MI6، عملیات آژاکس را طراحی کرده و در سال ۱۳۳۲ دولت مصدق را سرنگون کند.
۳. تحلیل ساختاری: نظام سرمایهداری و مقابله با استقلال
تحریمها و کودتای سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ را نمیتوان صرفاً واکنشی سیاسی به یک دولت یا فرد دانست، بلکه باید آن را در چارچوب منافع ساختاری نظام سرمایهداری جهانی تحلیل کرد. در این دوره، ایران بهدلیل تلاش برای کنترل منابع طبیعی و دستیابی به استقلال اقتصادی، در تقابل با نظم مسلط جهانی قرار گرفت. بنابراین، حتی در غیاب ایدئولوژی اسلامگرا یا شعارهای ضدغربی، با واکنش سخت قدرتهای غربی مواجه شد (Chomsky, 2007).
۴. انقلاب اسلامی و تداوم تضاد
با وقوع انقلاب اسلامی، طرح شعارهایی همچون «مرگ بر آمریکا» و اشغال سفارت این کشور، تقابل ایران و ایالات متحده وارد مرحلهای ایدئولوژیک شد. با این حال، باید توجه داشت که ریشههای ساختاری این تضاد، به مسئلهی کنترل منابع انرژی و مقاومت در برابر سلطهپذیری بازمیگردد؛ امری که پیش از انقلاب نیز نمود یافته بود.
نتیجهگیری
تحریمهای اعمالشده علیه ایران، پدیدهای صرفاً پس از انقلاب اسلامی نیستند، بلکه ریشه در دههی ۱۳۳۰ و تلاشهای ایران برای دستیابی به استقلال اقتصادی دارند. کودتا علیه مصدق و تحریمهای نفتی آن دوران نشان میدهد که هرگاه دولتی در ایران کوشیده است از نظم مسلط سرمایهداری جهانی فاصله بگیرد، با واکنش قهری قدرتهای غربی روبهرو شده است. بنابراین، تقلیل تمام چالشهای امروز ایران به پیامدهای انقلاب اسلامی، به معنای نادیدهگرفتن زمینههای تاریخی و سادهسازی روابط پیچیدهی جهانی است.