یادداشت تحلیلی ـ راهبردی شکست راهبرد بازدارندگی اسرائیل و بازتعریف موازنه قدرت در غزه

جبار سعیداوی – کارشناس مسائل بینالملل
انتشار سند توافق میان حماس و رژیم صهیونیستی از سوی روزنامه یدیعوت آحارونوت، عملاً پایان رسمی یکی از پرهزینهترین و ناکامترین جنگهای تاریخ معاصر خاورمیانه را رقم زد. این سند که در چارچوب برنامهی پیشنهادی دونالد ترامپ برای «پایان جنگ غزه» تنظیم شده، بیش از هر چیز بیانگر عقبنشینی تحمیلی اسرائیل و شکست پروژه نابودی مقاومت فلسطین است (Yedioth Ahronoth, 2025).
۱. فروپاشی هدف اصلی: نابودی مقاومت
از نخستین روزهای پس از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، مقامات اسرائیلی هدف نهایی خود را «ریشهکن کردن حماس» اعلام کردند. اما پس از ۲۴ماه بمباران گسترده و اشغال بخشهای وسیعی از غزه، اکنون همان رژیم مجبور به مذاکره غیرمستقیم با حماس از طریق میانجیها (قطر، مصر و ترکیه) شده است. این تحول، از منظر راهبردی، شکست کامل دکترین امنیتی اسرائیل را نشان میدهد که بر اصل بازدارندگی از طریق قدرت مطلق نظامی استوار بود (Inbar, 2024).
۲. مفاد کلیدی توافق: عقبنشینی در برابر تعهد
مطابق سند منتشرشده، ارتش اسرائیل موظف است ظرف ۲۴ ساعت ، از مناطق اشغالی غزه عقبنشینی کند. همچنین ظرف ۷۲ ساعت تمامی عملیات نظامی و نظارت هوایی در مناطق تخلیهشده متوقف میشود. در مقابل، حماس متعهد میشود در بازه زمانی مشخص، تمامی گروگانهای اسرائیلی را آزاد کند و از طریق صلیب سرخ و سازوکار بینالمللی تبادل اطلاعات، وضعیت اجساد طرفین را روشن سازد.
چنین مفادی به روشنی نشان میدهد که اسرائیل نه از موضع قدرت، بلکه در موقعیتی تدافعی و برای جلوگیری از فرسایش بیشتر توان نظامی و مشروعیت بینالمللی خود به این توافق تن داده است.
۳. نقش ایالات متحده و بازگشت ترامپ
یکی از ابعاد قابل تأمل در این توافق، ورود مستقیم دونالد ترامپ به پروندهی غزه است. واشنگتن تلاش میکند با مدیریت صحنه، هم مانع از فروپاشی کامل اسرائیل شود و هم از بحران غزه بهعنوان یک دستاورد دیپلماتیک بهره ببرد. این اقدام را میتوان بخشی از دیپلماسی آمریکا دانست که هدف آن بازسازی وجهه سیاسی ترامپ ونامزدی وی برای جایزه صلح نوبل و ایجاد ثبات موقت در خاورمیانه است .
۴. پیامدهای ژئوپلیتیکی: پیروزی اراده بر قدرت
عقبنشینی رژیم صهیونیستی از غزه، صرفاً یک تحول نظامی نیست؛ بلکه نشانهی تغییر ژرف در موازنهی روانی و سیاسی منطقه است. جنگی که با هدف نابودی حماس آغاز شد، به بازتعریف مفهوم مقاومت در سطح بینالمللی انجامید. امروز، مقاومت نه تنها در غزه که در سراسر محور منطقهای خود از لبنان تا یمن، جایگاهی مشروع و اثرگذار یافته است.
به تعبیر دقیقتر، این تحولات بیانگر پایان دورهی یکجانبهگرایی امنیتی اسرائیل و آغاز مرحلهی جدیدی از نظم منطقهای است که در آن، بازیگران غیردولتی و محور مقاومت نقش تعیینکنندهتری در معادلات قدرت دارند.
در نتیجه، میتوان گفت که رژیم صهیونیستی با پذیرش توافق اخیر، عملاً شکست استراتژیک خود را پذیرفته است. شکست در دستیابی به اهداف نظامی، ناکامی در بازسازی بازدارندگی، و از همه مهمتر، ناتوانی در حذف مقاومت، سه مؤلفهای هستند که آیندهی نظم امنیتی منطقه را دگرگون خواهند کرد.
غزه ویران شد، اما زانو نزد؛ و این خود معنای واقعی پیروزی در جنگی نابرابر است.
منابع منتخب:
Yedioth Ahronoth. (2025). Israel-Hamas Agreement Framework under Trump’s Peace Initiative. Tel Aviv.
Inbar, E. (2024). Israel’s Deterrence Doctrine after October 7. Begin-Sadat Center for Strategic Studies.



